|
نقدی بر نقد " کیفیت شعر در آلبوم های آریان " |
|
|
|
نویسنده : مرتضی مسعود زاده
|
|
۰۱ مهر ۱۳۸۷ [ ساعت ۱۴:۱۴:۲۷ ] |
 نقدی برای شعر ها بیش از یک ماه قبل در خروجی سایت جام جم آنلاین که سایت روزنامه جام جم نیز است ؛ مطلبی تحت عنوان " کیفیت شعر در آلبوم های آریان " قرار گرفت . البته فکر می کردیم معتبر و الان با حضور نویسندگانی با تجریه و ... این روزنامه و سایت مربوطه همراه خواهد بود ؛ کمی شک کردیم به این موضوع . نویسنده این نقد که اصلآ به نظر نام آشنایی نمی آید ؛ مطالبی را عنوان کرد که باعث تعجب ما و بسیاری از هواداران آریان و حتی موسیقی دوستان گشت . البته در اینجا ما سعی نداریم به طرفداری از آریان بپردازیم تنها هدف آن است تا کمی واقعیت ها را بیان کنیم .
نویسنده این مطلب که به نظر می آید دل پری از گروه آریان داشت سعی می کرد دلیل های منطقی آن را بیان کند اما واقعآ اینگونه بود ؟ اولین سوال در مورد تیتر این مطلب است : " یک قطره شعر در حوضچه موسیقی " این برداشت می شود که ارزش شعرهای آریان را فقط یک قطره و حتی کمتر در موسیقی ایران می داند در حالی که گروه آریان محبوبیت خود نه مشهوریت خود را از شعرهای خود بدست آورد . پس این همه طرفدار پیدا کردن گروه آریان و حضور یک دهه ایی آن ها ؛ حاصل آن فقط تنها فقط یک قطره بوده ؟ مطلب دوم در مورد شهرت آریان بود ؛ این روزها شاید کمتر کسی خلاف این مطلب را عنوان کند که محبوبیت آریان بیشتر از شهرت آنهاست . اینطور فکر نمی کنید ؟ در مورد خودکفایی شعرهای آریان صحبت شد ، با کمال تعجب نویسنده ؛ این ابتکار بی نظیر آریان را زیر سوال برد و مشکلات آریان را در این مورد عنوان کرد ؛ و به عدم حضور ترانه سراهای دیگر در آلبوم های آریان اشاره کرد که شاید هم انتظار نویسنده حضور او در آلبوم آریان بوده است !!!! در حالی که بارها بسیاری از بزرگان نقدنویس موسیقی ایران از برتری شعرهای آریان سخن به میان آوردند . در بخش دیگری از این مطلب با زیر سوال بردن علی پهلوان نینف امیرخاص و دیگر اعضای آریان؛ به نداستن اصول و قواعد و ویژگی های شعر و ترانه متهم کرد! . فکر می کنم علامت تعجب با یک لبخند ملیح می توان فقط به این بخش اختصاص داد . در ادامه به نقد شعرها می پردازد . در بخش اول که ترانه هایی با مضمون عشق معرفی می شود ؛ نویسنده بیشتر به بیان شعر می پردازد .شاید برای پرکردن مطلب خود ؛ شعرها را عنوان کرده است. نویسنده بخش دوم را به ترانه های که مضمون مذهبی و اجتماعی دارند اختصاص داده است . با کمال تعجب شعرهای مولا علی جان ؛ ستاره و ایران را شعر نمی داند و شعار می داند !!! با کمال تعجب بیشتر نویسنده از شاعر انتظار دارد در این شعرها به خیال انگیزی و بیان مستقیم ؛ بپردازد . در حالی که همه شاعران بزرگ می دانند که برای بیان احساسات نسبت به یک اسطوره مذهبی یا احتماعی مانند شخصیت بزرگ تاریخ همچون حضرت علی باید بیان واقعیت ها و غیر مستقیم را برگزید . در ادامه شعر مادر را برمی گزیند ؛ و آنرا نظم می داند تا شعر . در حالی که در برخی از جاهای شعر یا بهتره بگم ترانه ؛ برمی خوریم به قسمتی که نیاز است ترانه به صورتی خوانده شود که به اصطلاح بر روی آن شعر جفت و جور شود . ایشون کلآ شعرهای مولانا ؛ سعدی و ... را که اصلآ برای فهم دیگری توسط مخاطبان سروده شده با ترانه هایی امروزی که برای نسل امروزی گفته می شود اشتباه گرفتند و متاسفانه باید بگم این دو موضوع رو با هم قاطی کردند که این نشان دهنده آن است که ایشان صاحب اعتباری در نقد شعرهای گروه بزرگی مانند آریان نیست . و چه عجب که ترانه باران را یک ترانه برتر نامیده و از جانبخشیدن به قطره های باران ؛ تعریف و تمجید کرده است . در حالیکه اگر مانند نقدهای بالا از آهنگ ها بپردازد ؛ خیلی بیشتر می توانست از این آهنگ ایراد بگیرد . جالب ترین یا شاید بشه گفت خنده آورترین قسمت این نقد در اینجاست . نویسنده بیشترین اشکالات شعرهای گروه آریان را در زمینه وزن و قافیه می بیند . " اما اگر بخواهيم به لحاظ ساختاري ترانههاي آريان را بررسي كنيم بيشترين اشكالات را در زمينه وزن و قافيه خواهيم ديد. در بسياري از موارد، وزن شعرها دچار شكستگي شده يا كلمات خارج از وزن هستند، مثل ابيات زير كه كاف در پاك كنيم از وزن خارج است:
دونه دونه دونه، دونه دونه/ پاك كنيم اشكاي روي گونههارو " این متن نویسنده در این خصوص است . ایشون اولآ بیت بعدی را عنوان نکردند ؛ چون این دو بیت باهم است و همه هم به یاد داریم که این دو بیت ؛ بیت هایی بودند که موسیقی ایران را متولد کرد . متاسفانه نویسنده کمی در قافیه و وزن استباهاتی دارد که باعث شده این برداشت را از به یادماندنی ترین بیت تاریخ موسیقی ایران داشته باشد . قضاوت با شما . اوج ناآگاهی و درست گوش ندادن آهنگ ها و درک صحیح شعر ها در این قسمت بیشتر نمایان می شود .
" يا در اينجا كه: «گل آفتابگردون هر روز به انتظار ديدن ياره» كه خواننده مجبور است هر روز را به صورت «اروز!» بخواند تا وزن درست شود. " نویسنده هر روز را اروزا ! می شنود . در حالی که اگر بار دیگر به آهنگ گل آفتابگردان گوش کنید متوجه خواهید شد که مشخص ترین و واضح ترین کلمه این آهنگ هر روز است . جالب اینجاست نویسنده ترانه سرایان این اشعار را به این متهم می کند که قافیه را نمی شناسند . در حالی که در بالا مشخص شد که این اتهام به خود ایشون وارد است . " گفتي ميخوام رو ابرا/ همدم ستارهها شم/ تو تكسوار عاشق/ من پري قصهها شم
كه شاعر در اينجا ستاره و قصه را قافيه كرده است كه اشتباه بودن آن اظهر منالشمس است. " قضاوت این سخن نویسنده را به عهده نوجوانان می گذاریم تا کمی قافیه و ردیف را آموزش بدهند به نوسنده جویای نام مورد نظر ما . ضمن آنکه بازم تکرار می کنیم نویسنده اصلآ فرقی بین شعر و ترانه قائل نمی شود !!! " ولي چقدر آخه باز/ بايد از گل گفت؟/ حرفاي دلو پنهوني/ تو قصهها گفت؟
در اينجا شاعر تفاوت رديف و قافيه را نميداند و گل و قصه را قافيه قرار داده كه نادرست بودن آن مشخص است. "
متاسسفانه در این قسمت نویسنده سوتی های خود را کامل می کند . شعر را درست نمی داند و در مورد آن نقد می کند !!! در حالی که نویسنده شعر درست را نمی داند . " باید از گل ها گفت " را " باید از گل گفت " تلقی می کند . خیلی از اشتباهات دوستان ما از ندانستن است . کاشکی حداقل نویسنده عزیز شعرها را درست می گفت. و با درست بودن متن ترانه بازم پی می برید که یک نقد بدون فکر دیگر . نویسنده در بخشی دیگر زبان شعری را مورد سوال قرار می دهد . " زبان اين شعرها بين زباني امروزي و نو با زباني كهنه و متعلق به چند قرن پيش در نوسان است. " در حالیکه ما در شعرهای بزرگانمان هم می بینیم که برای نزدیکی به آن زمان از زبان گذشته و برای همراه بودن با این نسل با زبان خودشان صحبت می کند . این کار برای فهم بیشتر شعر و درک عمیق آن ست که متاسفانه نویسنده به خاطر آشنا نبودن با شعر و ترانه اینگونه سخن می گوید . خواهش می کنم این قسمت که نویسنده نوشته است را با دقت بخونید :
" گذشته از مواردي كه برشمرديم گاهي نيز به جملات و مصراعهايي برميخوريم كه از نظر مفهومي دچار نارسايي هستند. در جاي ديگري ميگويد:
اگه روزي همه گلها ياسمن باشه/ دلم ميخواد تمومش به پاي يار من باشه
منظور شاعر اين است كه دلم ميخواهد تمام گلها به پاي يار من بريزد؛ اما به الزام رديف مجبور شده كلمه باشد را بياورد كه مفهوم بيت را دچار نارسايي كرده است. به راستي اگر تمام گلها ياسمن نباشد شاعر دلش نميآيد آنها را به پاي يارش بريزد؟
همچنين برخي بيتها كاملا بيمعني به نظر ميرسند و هيچ ارتباطي ميان دو مصراع ديده نميشود:
توي گلدون دل/ محرم رازم تويي
به راستي ارتباط محرمراز با گلدان دل چيست؟! منظور شاعر اين بوده كه تو محرم راز دل من هستي. در اين ميان نقش كلمه گلدان چيست و به چه دليلي دل به گلدان تشبيه شده است؟ "
در مورد بیت اول ؛ فکر می کنم برخلاف نظر ایشون مفهوم کاملآ روشنی داره . نویسنده خودش معنی را می گوید و بعد آنرا نارسایی مفهومی می داند !!!! ضمن آنکه نویسنده هنوز نمی داند که گل های یاسمن در اینجا استعاره شده است به کل گل های زیبا . واقعآ نویسنده چرا اینقدر سطحی به ترانه نگاه می کند . در مورد بیت بعدی نیز همین گونه است . دل به زیبایی به گلدونی تشبیه شده است که محل تمام خوبی هاست . که در این دل محرم راز بودن را ملاک قرار می دهد اما باز هم نویسنده این مطلب را درک نمی کند .
و در آخر این موضوع را می نویسد :
" كلام آخر اين كه گروه آريان براي ادامه راهش و ماندگاري هر چه بيشتر، بايد همان گونه كه به ارتقا و پيشرفت سطح موسيقياش ميانديشد، در زمينه سرودن و انتخاب ترانههايش نيز دقت و وسواس بيشتري به خرج دهد. چهبسا اگر در انتخاب و سرودن اين ترانهها با اهل فن و ترانهسرايان خوب و مطرح امروز كشورمان مشورت ميشد، حاصل كار بسيار فراتر و قويتر از آنچه اكنون در دست است، ميشد. "
تمام صحبت های نویسنده بوی خاصی می دهد و از این گلایه دارد که چرا گروه فقط شعرهایش را خودش می گوید تا اینکه بخواهد از شعرهای آریان ایراد بگیرد . و همانطور که قبلآ گفتیم شاید شاعر انتظارهای عجیبی در مورد همکاری خود و آریان دارد . نویسنده به نظر فرق درست و صحیح شعر و ترانه را نمی داند وگرنه اگر هم می خواست نقد کند نقدهای اصولی و کارشناسی شده و متکی بر اصول و قوانین انجام می داد نه نقدهای کاملآ سطحی ؛ تخریب کننده و مغرضانه . در این بخش سعی کردیم واقعیت ها را بگوییم ؛ چون ما اصلآ نمی خواهیم وارد مسایل اصلی شعر و ترانه بشویم چون تخصص ما نیست و ما فقط سعی کردیم برخی نظرات صاحب نظر و واقعیت های موجود را بیان کنیم . امیدواریم در روزنامه های ما کمتر شاهد مطالب برخی افراد باشیم که کمتر به مسایل آشنا هستند . در سایت ها و روزنامه های معتبر اینچنین نقدهای بیهوده وناشیانه ای را کمی با کارشناسی بررسی کنند و از پخش آن جلوگیری کنند خصوصآ برای گروه حساس و محبوبی چون آریان . آریان محبوبیت خود را با همین ترانه ها ؛ همین صدا ؛ همین موزیک به دست آورده است و اگر کار آریان قوی نبود قطعآ الان این جایگاه را نداشت که خوانندگان دیگر حتی نتوانند سایه آنرا تعقیب کند . آمارهای فروش آلبوم های گروه آریان گواه این ادعاست . به امید نقد های کارشناسی شده و در جهت پیشرفت از سوی افراد صاحب نظر و بزرگان موسیقی ایران ....
|