اما آن شب ابر و باد و طوفان دست به دست هم دادند تا كنسرت برگزار نشود و ما شرمنده هواداران شويم و اين اتفاق عجيب و نادر براي گروه آريان شوك بزرگي بود و خسارت فراواني به گروه وارد و باعث تضعيف روحيه بچهها شد، اما عشق به مردم باعث شد تا دوباره برگرديم. ماجراي عجيب آلبوم سوم
نينف: با وجود اينكه آهنگهاي گروه آريان هميشه در بين مردم محبوب بوده اما عدهاي انتقاد ميكردند كه ما در پخش فني كار ضعيف هستيم و تنها به بازاري بودن آلبوم توجه ميكنيم، اين حرفها باعث شد كه تصميم بگيريم اشكالاتمان را در آلبوم سوم رفع كنيم اما ظاهرا ما اين بار از آن طرف پشتبام افتاديم چرا كه به بعد فني كار بيش از اندازه توجه كرديم و از سليقه مخاطبمان دور مانديم، همين مسئله باعث شد تا آلبوم در داخل كشور چندان مورد توجه قرار نگيرد.
تور آريان در سراسر دنيا...
پهلوان: گفتم كه آلبوم سوم ما در داخل با استقبال مواجه نشد اما به دليل ارزش موسيقيايي و كمنقص بودن آلبوم به لحاظ فني اين كار در خارج از ايران به شدت مورد توجه قرار گرفت. در اين سالها ما تقريبا در اكثر كشورهاي دنيا اجرا داشتيم تا از اين جهت ركورددار شويم. خوشبختانه در تمامي كنسرتهايي كه برگزار كرديم سالن مملو از جمعيت بود. مردم در سراسر دنيا به آريان لطف زيادي داشتند.
نياز به شوك
نينف: ما براي بازگشت و ساختن آلبوم چهارم احتياج به يك شوك داشتيم، چيزي كه بتواند بار ديگر اسم آريان را بر سر زبانها بيندازد. از سالها قبل در نظر داشتيم كه بتوانيم با يك خواننده صاحبنام خارجي اجراي مشتركي داشته باشيم و چه كسي بهتر از كريس ديبرگ... اما چرا كريسديبرگ؟ به اين خاطر كه كل دنيا او را به عنوان خواننده صلح ميشناسند، كسي كه دائم از عشق و محبت و تنفر از جنگ ميخواند، از طرفي او دركشور ما از محبوبيت چشمگيري برخوردار بود و به لحاظ اخلاقي، فرد موجهي محسوب ميشد.
پاسخ مثبت
پهلوان: پيشنهاد همخواني با كريس ديبرگ را با محسن رجبپور، تهيهكننده و مدير برنامههاي آريان در ميان گذاشتيم و او هم از اين موضوع استقبال كرد، ما هم ليست بلند بالايي از فعاليتهاي گروه آريان، افتخاراتش و تعداد كنسرتها و طرفدارانمان براي او فرستاديم و او در كمتر از يك هفته به ما پاسخ مثبت داد.
پاسخ به انتقادات
نينف: عدهاي به آريان خرده گرفتند كه ما از اسم كريس ديبرگ استفاده كرديم تا آلبوممان به فروش رود در حالي كه اين حرف غيرمنصفانه است و اصلا درست نيست. شما به جلد آلبوممان نگاه كنيد، ما حتي از عكس كريس ديبرگ هم استفاده نكرديم و تنها به نگارش نام او آن هم در ابعاد كوچك اكتفا كرديم. از طرفي قطعاتي از آلبوم جديد ما كه اين روزها در ميان مردم همهگير شده است، قاصدك است نه آن قطعهاي كه با كريس ديبرگ خوانديم.
تغيير سليقه مخاطب
پهلوان: در اين چهار سالي كه ما نبوديم سليقه مخاطب به شدت تغيير كرد. اكثر مردم به موسيقي زيرزميني به ويژه رپ روي آوردند البته در بين اين كارها قطعات خوب هم شنيده ميشود اما برخي از آنها واقعا خجالتآور است. آن چيزي كه وجود داشت اين بود كه توليد اين گونه موسيقي به شدت افزايش پيدا كرده بود و مردم هم خواسته يا ناخواسته آن را گوش ميدادند.
تصميم آريان
نينف: با همفكري ديگر بچهها تصميم گرفتيم در سبك كارمان تغييري به وجود آوريم و در حالي كه ماهيت آريان را حفظ ميكنيم به روز هم شويم. قدم اول اين بود كه در صداي گروه كُرمان تغييراتي ايجاد كنيم و لحن خواندن آنها را تغيير دهيم.
و يا در برخي از قطعات از همه بچهها بخواهيم كه بخوانند، موسيقيمان را پاپتر كرديم و تنظيمات را هم فنيتر... در برخي قطعات هم از رپ به شكل بسيار سادهاش در حين دكلمه برخي از قطعات استفاده كرديم و تمام تلاشمان اين بود كي «بيتو با تو» هم در بخش فني و هم در بخش بازاري موفق باشد.
استقبال
پهلوان: شايد خودمان هم فكر نميكرديم آلبوم در هفتههاي آغازين اين چنين با استقبال مواجه شود اما خوشحالم مردم بعد از چهار سال هم به گرمي از ما استقبال كردند.
ماهيت گروه
نينف: ماهيت گروه آريان به گونهاي است كه بايد دائم برنامه زنده اجرا كند، حتي قطعاتي كه ما انتخاب ميكنيم براساس حال و هواي كنسرتهايمان است، خدا را شكر تا امروز هم گروه آريان چه قبل از شهرت و چه بعد از شهرت كنسرتهايي كه برگزار كرد با استقبال بيشمار مردم مواجه شد كه از اين بابت واقعا خوشحاليم.
اختلاف آري، جدايي هرگز...
پهلوان: در تمام كارهاي گروهي هميشه يك سري اختلافها به وجود ميآيد... آريان هم از اين قاعده مستثني نبود اما در طول اين هشت، نه سال هيچگاه اجازه نداديم اين تفرقهها باعث جدايي اعضاي گروه شود فقط در اين چند سال دو نفر از اعضاي گروه ما جدا شدند كه آن هم بنا بر شرايط و خواست خودشان بود كه هر جايي كه هستند برايشان آرزوي موفقيت ميكنم.
تفاوتها و تشابهات
پهلوان: اعضاي گروه آريان در عين حال كه تفاوتهاي زيادي با هم دارند به شدت هم شبيه هستند. مثلا من و پيام صالحي... من به شدت آدم محافظهكاري هستم ولي پيام حسابي اهل ريسك است، يك جاهايي كه گروه احتياج به ريسك دارد پيام كمكهاي زيادي ميكند و جاهاي ديگر من از بچهها ميخواهم كه خيلي زيادهروي نكنند.
بزرگترين مشكل موسيقي پاپ
نينف: شايد بزرگترين مشكل موسيقي پاپ ما اين باشد كه در بين برخي از خوانندگانمان حسادت زيادي وجود دارد. همين حسادت باعث ميشود كه هر كدام از آنها فكر كنند بهترين هستند و هيچكس فرد ديگري را قبول نداشته باشد... در هر حال فكر ميكنم اين مشكل را بتوان با يك مديريت صحيح برطرف كرد.
تعصبي در كار نيست
نينف: ما آريانيها تعصب خاصي راجع به اينكه تنها با اعضاي گروه خودمان كار كنيم، نداريم. براي مثال وقتي ديديم در ميكس و مسترينگ مشكل داريم تصميم گرفتيم از سيروان خسروي كه يك غيرآرياني است استفاده كنيم.
5 روز در تهران
«كريس دي برگ» خواننده معروف ايرلندي است كه به خاطر ترانههاي ضدجنگ بسيار معروف است تا جايي كه حتي بارها مورد تهديد قرار گرفته اما اين خواننده ايرلندي با ترانههاي زيباي خود به ويژه در دهه نود ميلادي به اوج شهرت رسيد...
زماني كه «محسن رجبپور»، مدير شركت ترانه شرقي چندي پيش اعلام كرده بود كريس دي برگ به تهران ميآيد خيليها اين گفته را به شوخي گرفتند... اما زماني كه چهارمين آلبوم اين گروه با نام «بيتو با تو» روانه بازار شد و همه ديدند كه اين گروه به همراه كريس دي برگ در لندن ترانهاي ضبط كردند، خيليها تعجبزده شدند و از طرفي به اين موفقيت گروه آفرين فرستادند...آلبوم جديد آريان روانه بازار شده است كه شامل يك سيدي صوتي و يك سيدي تصويري است، ترانه اول، به همراه كريس ديبرگ خوانده و تصويربرداري شده است. كليپ دوم، يك موسيقي با مضموني طنز است كه تمام لوكيشنهاي آن در يك هواپيما مقابل دوربين رفته است اما يك كليپ ديگر كه نامش ناگفتههاست، 37 دقيقه است كه به اتفاقات مهم و پشت صحنه برنامههاي آريان در سالهاي اخير ميپردازد؛ از جمله اتفاقات جالب و ديدني كنسرتهاي داخلي و خارج از كشور كه بسيار ديدني است، به خصوص كنسرتي كه دو سال پيش قرار بود در مجموعه ورزشي انقلاب برگزار شود اما در همان دقايق اول برق رفت و رعد و برق شديد و باران تهران را فرا گرفت و در نتيجه تمامي دستگاههاي صوتي سوخت و خسارت زيادي را به گروه وارد كرد...
در اين كليپ قيافه «محسن رجبپور»، مدير گروه بسيار ديدني است كه دچار ضررهاي فراواني شد... اين ناگفتهها، 37 دقيقه است و بيننده را مقابل صفحه جادويي ميخكوب ميكند، در قسمتي از اين كليپ ميبينيم كه گروه آريان در آلمان كنسرت دارند اما ساعاتي قبل از آغاز كنسرت خبر زلزله وحشتناك بم را ميشوند و همين امر باعث ميشود كه گروه عوايد فروش را به زلزلهزدگان اختصاص بدهند... اعضاي گروه از خاطرات خود در اين 37 دقيقه صحبت ميكنند و آنها را به ياد ميآورند.
اما حكايت كريس ديبرگ
كريس ديبرگ اوايل خردادماه در تهران به مدت پنج روز حضور داشت، هدف از آمدن او به ايران، شرايط كنسرت در ايران بود كه به احتمال زياد در سالن 12 هزار نفري ورزشگاه آزادي پس از طي مراحل اداري برگزار ميشود. وي از حضور در ايران خاطرات زيبايي دارد. علي پهلوان به ما ميگويد: فكر همكاري با «برگ» طي يك هفته انجام شد. ابتدا طرح خود را با او در ميان گذاشتيم، او پس از يك هفته به ما پاسخ مثبت داد و شعري و آهنگي را به ما پيشنهاد داد. ما هم روي آن يك شعر ايراني سروديم و قرار شد آن را با هم ضبط كنيم اما اين ضبط در سكوت خبري انجام پذيرفت تا آلبوم به بازار بيايد.
او در سال 1948، سه سال پس از پايان جنگ دوم جهاني به دنيا آمد و در حال حاضر شصت ساله است.
در طي اين سالها، هر جا در گوشهاي از دنيا، جنگ و نزاع بود، برگ با استفاده از موسيقي ترانههايي را خواند كه خيلي سريع مردمي شد، وي هماكنون در دوبلين ايرلند زندگي ميكند او بارها براي مردمان مظلوم جهان، شعر سرود، ترانه خواند و شهرت خود را به همين خاطر به دست آورده است.
«رجبپور» ميگويد: برگ به من گفت: از آنجا كه تبليغات رسانهاي غرب عليه ايران، زياد است من بر اين باور بودم كه همه مردم ايران، اسلحه دارند، اما اين باور اشتباه بود. او از زندگي مردم ايران لذت برد، از اينكه مردم بيشتر با خانواده در سطح شهر رفت و آمد ميكردند و از اينكه خانوادهها را در رستورانها و پاركها ميديد، بسيار متعجب ميشد... زماني كه با او به پارك ملت رفتيم، مردم زيادي اطراف او جمع شدند و خيليها نام ترانههايش را به او گفتند كه اين مسئله باعث خوشحالي او شد.
رجبپور در ادامه ميگويد: يك بار هم او را به رستوران سنتي برديم. او را به ديدار مجموعه سعدآباد، جواهرات ملي و موزه آثار باستاني برديم.
مدير شركت ترانه شرقي و گروه آريان در پايان ميگويد: اميدواريم، هر چه زودتر مراحل برگزاري كنسرت آريان انجام بپذيرد تا به زودي شاهد اين كنسرت در ايران باشيم.
علي پهلوان به ما گفت: وقتي كريس ديبرگ متوجه شد كه در ايران ترانههاي او و شخصيت اجتماعياش طرفداران زيادي دارد، بسيار خرسند شد... او ايرانيان را مردمان مهماننواز و خونگرمي دانست؛ زماني كه به همراه مدير برنامههايش قصد ترك ايران را داشت، گفت: پنج روز حضورم در ايران، از به ياد ماندنيترين روزهاي زندگيام بود.